الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
19
الغدير ( فارسي )
برخيزد و گواهى دهد ، دوازده تن از اصحاب بدر برخاستند و به آن شهادت دادند و من از كسانى بودم كه كتمان نمودند و در نتيجه چشم خود را از دست دادم ! . و هيثمى در جلد 9 « مجمع الزوايد » ص 106 از احمد - و طبرانى در « الكبير » بلفظ مذكور ، اين حديث را روايت نمودهاند ، و طبرانى رجال آن را مورد وثوق دانسته ، و در روايتى كه نزد او ضبط شده اين جمله مذكور است : و على بر هر كه كتمان ميكرد نفرين ميفرمود : و ابن مغازلى در « المناقب » آن را از ابي الحسين على بن عمر بن عبد اللَّه بن شوذب از پدرش از محمّد بن حسين زعفرانى از احمد بن يحيى بن عبد الحميد از ابى اسرائيل ، از حكم از ابي سليمان ، از زيد ، بلفظ مذكور روايت كرده و در آن مذكور است ( از قول زيد ) كه : من از جمله كسانى بودم كه كتمان كردند ، پس خداى چشمم را نابينا فرمود و على كرم اللَّه وجهه كسى را كه كتمان كند نفرين فرمود ( 1 ) و شيخ ابراهيم وصّابى آن را در « الاكتفاء » بلفظ مذكور از طبرانى در « المعجم الكبير » روايت نموده . و حافظ ، محبّ الدين طبرى در « ذخاير العقبى » ص 67 از زيد روايت نموده كه گفت : على عليه السّلام باقيد سوگند از مردم سئوال نمود كه : هر كس از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم شنيده كه فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، برخيزد و گواهى دهد ، شانزده تن برخاستند و به آن گواهى دادند ، و به همين لفظ هيثمى آن را در « مجمع الزوايد » ص 107 از طريق احمد روايت نموده و سيوطى بطوريكه در جلد 6 « كنز العمال » ص 403 بنقل از « المعجم الاوسط » طبرانى ، مذكور است ، اين حديث را در « جمع الجوامع » آورده و در آن مذكور است : دوازده تن برخاستند و به آن شهادت دادند .
--> ( 1 ) ابن بطريق در « العمدة » ص 52 از او نقل مينمايد .